آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد
هر که نوشید از آن در نظر عام افتاد
قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق
نوش کردیم،چه نوشی،چه سرانجام افتاد
علف ها راسیراب کردند،
اما آن روزکه باران بارید
شبنمها چه نامهربانانه دیده نشدند...!
ساقه سبز دلم راچيد و رفت
عاشقي هاي منو باور نكرد
عاقبت برعشق من خند يد و رفت
اشك درچشمانم حلقه زد
بى معرفت گريه ام راديد و رفت
دختری به کوروش کبیرگفت:
من عاشقت هستم، کوروش گفت:
لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است
و پشت سره شما ایستاده،
دخترک برگشت و دید کسی نیست!
کوروش گفت: تو اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی!!
تقديم به تمام عاشق هاى واقعى
آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد
هر که نوشید از آن در نظر عام افتاد
قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق
نوش کردیم،چه نوشی،چه سرانجام افتاد
زنی که در سه قرن زندگی کرده و مسن ترین فرد زنده بر روی زمین لقب گرفته هم اکنون در ازبکستان زندگی میکند.
فيلم شرک رو حتما ديدين ..اون غول سبز مهربون(!!!)آيا تا حالا به اين فکر کرده بودين که
خلق اين هيبت و قيافه آيا تخيلي بوده يا واقعي؟؟بد نيست بدونين شخصي با اين مشخصات ظاهري وجود داشته و خلق قيافه شرک با الهام از ظاهر اين آقا بوده ...
ماوريک تيلت که در سال 1903 به دنيا اومده و در سال 1954 هم از دنيا رفته ...
يه کشتي گير حرفه اي بود..اونم در نخستين سال هايي که ورزش به عنوان يک سرگرمي نيز شناخته شده بود .
او متولد فرانسه.بسيار باهوش و به چهارده زبان دنيا مي توانسته صحبت کنه..به شعر و تجارت هم علاقه بسيار داشته ...
در دهه بيستم زندگيش گرفتار بيماري نادر آکرو مگالي شد که باعث رشد ناهنجار استخوان هايش شد و کل اندامش را در بر گرفت که برايش رنج و عداب زيادي به همراه داشت و مورد بي مهري مردم قرار گرفت به طوري که مجبور به ترک محل زندگيش که بسيار به اونجا علاقه داشت .گرديد .
بقیه در ادامه مطلب

انيشتين براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه از راننده مورد اطمينان خود كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين او را هدايت مي كرد بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان شنوندگان حضور داشت بطوريكه به مباحث انيشتين تسلط پيدا كرده بود! يك روز انيشتين در حالي كه در راه دانشگاه بود با صداي بلند گفت كه خيلي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتين سخنراني كند چرا كه انيشتين تنها در يك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهي كه سخنراني داشت كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانستند او را از راننده اصلي تشخيص دهند. انيشتين قبول كرد، اما در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از وي بپرسند او چه مي كند، كمي ترديد داشت.
به هر حال سخنراني راننده به نحوي عالي انجام شد ولي تصور انيشتين درست از آب درامد.
دانشجويان در پايان سخنراني شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در اين حين راننده باهوش گفت: سوالات به قدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انيشتين از ميان حضار برخواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد به حدي كه باعث شگفتي حضار شد!

| قالب بلاگفا:AvAtemp |